آمریکا و اسرائیل:امروز به ج.ا حمله میکنیم، نمیکنیم …. واقعا انتظار بیشتری دارید؟


منظورم از نوشتن این مطلب به اون دوستانی است که زیر این لینک کلی از دست آمریکا و اسرائیل شاکین و انگار طلبی چیزی دارند از جامعه جهانی که نمیاد ایران و آزاد کنه!!
نمیخوام همه رو نا امید کنم (هرچند الان امید همه به آمریکایی هاست) ولی از ما مردم بخاری بلند نمیشه دنیا هم اینو فهمیده، دنیا هم میدونه که ما مردم سازگار ترین و بی بخارترین مردم دنیا هستیم اگه فردا نون و آبمون هم قطع بشه هم دیگر و میخوریم و صدامون در نمیاد البته شرایط الانمون هم همینجوریه فقط یکم داریم تعارف میکنم و همدیگرو نمیخوریم فعلا، اما چند درصد مردم زندگی راحت دارند؟ چند درصد مردم غیر از یه لقمه نون برای سیرکردن شکمشون دارند؟ چند درصد اونم ندارند؟ چند درصد از بچه های کوچولی ایران دارند از بچگیشون لذت میبرند؟ اصلا چند نفر تو ایران اعصاب دارند و میتونند زندگی کنند؟ آقا جون این کارد خیلی وقته که از استخوان گذشته دیگه داره از اون ور درمیاد.

این که ما مردم مثل مردم سوریه یه غیرتی نشون بدیم و این دولت و سرنگون کنیم یا حداقل برای یه مبارزه کوچولویی کنیم، کلا دور از ذهن است.
ما فقط در شرایط بیخطر حاظریم بریم توخیابون که مبادا گربه شاخمون نزنه اونم شاید اکه جوگیر بشیم( شهدای جنبش سبز و کتک خورده ها و زندانی های جنبش استثنا هستند،اما یه حساب و کتابی کنید میبیند که این مردم شجاع حتی یک درصد جمعیت ایران هم نمیشن که بتونند برای ما انقلاب کنند و ما مردم ایران و از شر این ج.ا خلاس کنند!) تا من و شما مرد حرفیم و بی عمل همین آش هست و همین کاسه آب هم از آب تکون نمیخوره، نمیدونم چه بلایی سر ما امده که اینجوری شدیم اون تحلیل های آبکی هم بریزید دور که این جامعه در 100 سال گذشته 2تا انقلاب کرده و خستس و از این شرو ورها.
قبول کنید که از ماست که برماست حتما لیاقت ما بیشتر از ج.ا نیست
اون کسانی هم اینو میخونن و میخوان به من بگن عامل رژیم و خودفروخته و رگ گردنشون باد کنه دنبال نفس کش بگردن، یه نگاهی کنند ببینند چند تا کبودی باطوم رو بدنشونه! بعدش یکم که آروم شدن یکم فکر کنند.
البته من هم مثل بیشتر مردم یه چندباز اشتباهی گاز اشکاور خوردم! اونم توی روزهایی که فکر میکردم بیخطره، اگه جایی اتفاقی هم افتاده از اونجا فرار کردم که مبادا خدایی نکرده بازومی، کتکی، گازی چیزی نخورم. هر چی باشه منم بزرگ شده ی همین جامعه هستم.
چه زمانی میخوایم، وطنمون از ماهی 400 یا 500 هزار تومنی میندازند جلومون به اسم حقوق مهم تر بشه نمیدمنم، تا کی میخوایم آینده مملکتمون، بچه هامون، انسان بودنمون! و همه چمیون بفروشیم به ترس و بی غیرتی؟
به خودم اینا رو میگم تا خدایی نکرده به کسی برنخوره، من که با این نوشته و دیدن سف جونای اعدامی و فلاکت مردم و خودفروشی خواهر و مادرم و بیماری اطرافیانم و گشنگی همسایم و بچه 4 ساله تو سطل اشغال و هزارتا کوفت دیگه که یکیش کافیه تا یه ملت و بکشنونه به خیابون تا حقشونو از دولت کثیفشون بگیرند از جام تکون نمیخورم و به احتمال زیاد پست میکنم تو فیس بوک یا بالاترین که دورهم یه یه چند ساعتی گل بگیم و گل بشنویم، مثل همین این نوشته!

دسته‌ها:دسته‌بندی نشده

دیکتاتور آگاه باش که این شهید دزدی بی جواب نمیماند


دسته‌ها:دسته‌بندی نشده

وضع کنونی ایران همانند تعدادی اعدامی است!


وضع کنونی ایران همانند تعدادی اعدامی است که تا اعدام تنها چند دقیقه ای فرصت دارند و یکی از بیرون زندان در حال کندن راه فرار است اما به تنهایی توان یا شاید زمان جابجا کردن آخرین آجر را ندارد و از همه اعدامیان داخل سلول درخواست کمک میکند که این آخرین آجر را همه با هم جابجا کنید و رها شویم، اما چه سود که در داخل سلول یکی میگوید باید نشست و منتظر جلاد ماند، دیگری میگوید حق ما این نبود جوانیمان در زندان سوخت، این یکی میگوید شاید در این دقایق آخر بشود مذاکره کند و حکم اعدام را به زندان ابد تبدیل کند، و یکی میگوید همه با هم این آخرین راه نجات در آخرین دقایق را امتحان کنیم که با بی محلی اعدامیان …….. خودتون حدث بزنید چی میشه آخرش!
آری، آزادی تنها یک حرکت جمعی با ما فاصله دارد به یاد داشته باشیم امروز فقط اتحاد با هر رنگ و پرچمی بر علیه ظلم و به سوی آزادی آخرین آجر دیوار را پودر کنیم

دسته‌ها:دسته‌بندی نشده

در عجبم از این مردم ساده که همه چیز یادشان میرود حتی آدمکشی ج.ا


در عجبم از این مردم ساده که همه چیز یادشان میرود حتی آدمکشی ج.ا

در چند روز اخیر که دعوا بر سر تنگه هرمز جدی شده و بوی جنگ بدجور بلند شه خیلی دلم میخواست که نظر مردم و بدونم اما در کمال تعجب به این نظر ها هم برخوردم که البته تعداشان کم هم نبود:
اگه دعوایی هست بین دولتهاست و به مردم نباید فشار بیاد.
آمریکا اگه راست میگه بیاد دولت و عوض کنه.
آمریکا حق تحریم نفت ایران را نداره.
بستن تنگه هرمز حق مسلم ماست خاک خودمونه اگه کسی میخواد رد بشه باید پول بده.
اگه نفت ما تحریم کنند باید درس حسابی بهشون داد.
ایران قویترین ارتش منطقه است هیچ کدوم از این کشورهای عربی زورش بهش نمیرسه.
ندیدی چطوری پهبادشون و گرفتیم، جرات همله ندارند.
کسی جرات جنگ با ایران را نداره چون ما خلی کله خریم.
خداکنه جنگ نشه وگرنه اوضاع از این هم بدتر میشه نون سنگگ میشه 5000 تومان.
آمریکا داره ایران و تهدید میکنه ایران هم حق داره جواب بده!
یه چیزی هست که میگن آمریکا شیطان بزرگه!
آمریکا حمله کنه ایران هم میشه مثل افقانستان و عراق(کلا هیچی یادشون نمیاد).
آخرسرش امریکا ایران و تجزیه میکنه.
اینها همه سیاه بازیه امریکا با ج.ا مشکلی نداره.
و ….

شرمنده ام که اینجوری میگم ولی ای جماعت ابله که هرچی میکشیم از شماست به این زودی همه چی یادتون رفت؟ به این زوردی یادتون رفت کیه که داره به همه فحش خواهر و مادر؟ یادتون نمیاد که کی داره از همه تروریستای عالم حمایت میکنه؟ یادتون نمیاد که کیه داره 33 سال میگه مرگ برا این و اون؟ یادتون نمیاد کیه داره 33 سال همه دنیا رو تهدید میکنه؟ یادتون نمیاد کی بچه های ما را 8 سال سر هیچی به کشتن داد؟ یادتون نمیاد همین 2 سال پیش از روی بچه های ایران با ماشین رد میشدن و حمام خون راه انداخته بودند؟ ای بابا واقعا چتونه؟ شما دیگه چه جور موجوداتی هستید؟
33 سال دنیا داره ج.ا و دعوت به آرامش و گفتگو میکنه اما این ج.ا که داره تمام ثروت ملی ما را چپاول میکنه و یه تیکه اشغال هم میندازه جلوی مردم که صداشون درنیاد. نمیخواد خیلی به خودتون فشار بیارید همین دوسال پیش که یادتون هست! این همه آدم کشتن و باطوم زدند و زندانی کردن تجاوز کردن و … سر این که فقط رایمان را خواستیم
ما مردم ایران که کلا تعطیلیم و حس اعتزاض نداریم اصلا تکلیفون را با خودمون را هم نمیدونیم، بزارید لااقل دنیا که دیگه جونش به لبش رسیده یه کاری کنه، سر جدتون این همه بچه گانه فکر نکنید. خسته نشدین از این همه بدبختی از این همه گرفتاری از این همه بی ابرویی توی دنیا

دوستان بالاترینی که الان توی ایران ساکن هستید: خوهشم از شما اینه که فعالیتتون و محدود به اینترنت نکنید 90 درصد کسانی که از اینترنت استفاده میکنند قدرت استدلال دارند و متوجه مشکل میشن، این مردم سطح خیابون هستند که وقت فکر کردن ندارند و همش دنبال یه لغمه نون دارند میدوند.
توی تاکسی، مترو، اتوبوس، سف نون خلاصه هرجا که کسی بود تا بشه صحبت کرد مردم و از این اشتباه دربیارید هر بلایی که داره سرمون میاد حقمونه باید بیاد، یکم بیشتر فعالیت کنیم میشه مردم و آگاه کرد که این دفه اگه جنگی شد مثل جنگ با عراق رگ گردنها بیرون نزنه و از ج.ا حمایت نکنند. این دفعه اگه جنگی شد فقط و فقط یه مقصر داره ائن هم جمهوری اسلامی الله است و بس.
من نمیگم فعالیت کنیم و تضاهرات راه بیندازیم چون میدونم عملی نیست و اقدر همه دچار روزمرگی شدنه که امکان این کارا نیست فقط مردم آگاه بشن که دنیا مقصر نیست. اگه ویرانه ای هم باقی بمونه میشه امید داشت که دوباره ساختش ولی با ج.ا این ویرانه هم باقی نمیمونه.

دسته‌ها:دسته‌بندی نشده

جرم: شهروند ایران بودن – گناه: آخرین جفتک حکومت الله


نمیدونم از بد روزگار یا خوب روزگار کار من کشیده به این کشورهای کوچولوی حاشیه خلیج فارس من در منطقه ای زندگی میکنم که تعدادی از سفارت خانه های کشورهای خارجی در آنجا هستند و به منطقه دیپلوماتیک معروف است، یکی دو روز بعد از حمله به سفارتخانه بریتانیا، من به همراه همسرم و سگم داشتیم قدم میزدیم و از هوای خنک این روزهای خلیج فارس لذت میبردیم که یه ماشین پلیس در نزدیکی ما توفق کرد و پرسید اینجا چه کار میکنید (راستش توی این چند روز یکم امنیت این محله بالا رفته و پلیس زیاد رفت و آمد میکنه) داشتم بهش توضیح میدادم که گفت مدارکت را نشون بده من هم مدارکم توی ماشین بود بهش گفتم که مدارکم توی ماشینه و همراهم نیست، بعد پرسید که ملیتت چیه؟ تا کفتم ایرانی هستم اسپری فلفل و برداشت و ترمز دستی ماشین و کشید و پرید پایین انقدر عصبانی به سمت ما امد که سگ من هم شروع به پارس کردن کرد. خلاصه سگم را آروم کردم و تا خواستم برم سمت پلیس که ادامه حرفم را بزنم حالت تدافعی گرفت و گفت جلو نیا و فاصله را رعایت کن، من هم شکه شده بودم اخه داستان چیه؟ ما که کار اشتباهی نکردیم مثل همه که دارن نزدیک ساحل پیاده روی میکنن ما هم داشتیم راه میرفتیم!
یه دفعه توی بیسیمش شروع کرد بلند بلند عربی صحبت کردن. از لابلای حرفاش فقط تونستم دوتا ایرانی و بفهمم! وقتی هم که حرف میزد 4 چشمی داشت ما رو نگاه میگرد و دستش روی اسپرش بود دقیقا انگار مجرم دستگیر کرده!
من که کلا ترسیده بودم تازه یادم افتاده بود ای بابا سفارت بریتانیا، ایرانی، تروریست و هزار تا دلیل دیگه که چون من ایرانیم لایق همچین رفتاری هستم از جلوی چشمم رد میشد. استرسم زیاد شد که هیچی الان دستگیر میشیم به جرم تروریست بودن، این مملکت هم کلا با ایران چپ و حالا بیا درستش کن. یا دار میزننم یا اینجا توی زندان میپوسم خلاصه فکرم هزارجا رفت و داشتم از استرس میمردم، تمام ترس من و 100 برابر کنید اون رو هم همسرم داشت تحمل میکرد.
سرتونو درد نیارم نمیدونم توی بیسیمش چی گفت و چی شنید که بهمون با لحن خیلی عصبانی گفت برید و اینجا دیگه پیداتون نشه دوباره اگه اینجا ببینمتون حتما زندان دارید و از این حرفا.
 
ولی حالا خدایی نمیدونم گناه ما بود که ایرانی بودم یا گناه پدرامونه که انقلاب کردن، یا گناه ما بچه های انقلابه که اجازه میدیم این رژیم ابله این طوری با آبروی ما بازی کنه، نمیدونم کی یا چه دلیلی این همه فشار عصبی را که بر ما گذشت و توجیه کنه. چرا هیچ جای دنیا حتی توی وطنمون هم ما ایرانی ها رو به چشم بقیه ادمها نمیبینن؟ داشت اشکم در میومد که ای بابا ما چقدر بدبختیم توی ایران چون میخواستیم رایمون پس بکیریم چون میخواستیم یکم آزادی داشته باشیم از حکومت الله کتک میخوردیم اینجا هم چون اون یکی حکومت الله جفتک میندازه باید تحقیر بشیم.
تازه به اینجا هم تموم نمیشه از آخرین جفتک اسلامی به 100 نفر توضیح دادم که این جماعت مردم ایران نیستند و این ها یه مشت ادم مزدورن و … شدیم چوب دو سرگهی، برای نشون دادن بیگناهی مردم ایران مجبوریم وضعیت ایران و توصیف کنیم که اصلا ساده نیست. هر موقع هم دستان و تعریف کردم جواب شنیدم که یعنی 70 میلیون زورشون به این جماعت مزدور نمیرسه؟ که 33 ساله دارند تحملشون میکنند؟ یا مردم ایران خیلی بیقیرت و بی عرضه اند یا من دروغگو هستم!
 

دسته‌ها:دسته‌بندی نشده

بت نسازیم، خود سانسوری هم نکنیم منفی هم گرفتیم نوش جونمون!


الله، محمد، علی، کورش، رضا شاه و محمد رضا و خمینی! بس نیست؟ که دوباره داریم بت میسازیم؟دوباره داریم خود سانسوری میکنیم؟
میرحسین موسوی یک انسان همانند همه انسانهای دیگر است، این چه داستانیه که هرچی جلوتر میرویم میزان خود سانسوری هم بیشتر میشود، میرحسین هم مانند همه در مواردی گذشته تاریک دارد چرا از بیان واقعیت فرار میکنیم.
این موضوع زمانی برای من جالب شد که دیدم ناخودآگاه در کامنت ها وقتی نیت به انتقاد از میرحین را دارم از تندی کلامم میکاهم ویا از سبزها عذر میخواهم! با این لفظ که میرحسین انسان شریفی است یا من تنها تاریخ را بیان میکنم و قصد بی احترامی ندارم و … دلجویی میکنم.چرا چون منفی بارون میشه؟خب بشه چه اهمیتی داره؟
یکم بیشتر دقت کردم متوجه این نکته شدم که در کامنت های خیلی از بچه های بالاترین هم این موضوع را مشود یافت، ترس مااز بیان انتقاد در چیست نکنه دوباره داریم یه بت تازه میسازیم؟ نکنه یه کاری کنیم که فردا نشه جبرانش کرد؟ یکم شل بگیریم به هیچ جا بر نمیخوره

دسته‌ها:دسته‌بندی نشده

اصلاحات، تجزیه، انقلاب، جنگ و اقوام غیر فارس ایرانی.


اصلاحات، تجزیه، انقلاب، جنگ و اقوام غیر فارس ایرانی.
دوستان عزیز راستش من جامعه شناس نیستم و از این مسائل به صورت علمی خبر ندارم ولی بر طبق مطالعاتی که داشتم و شناختی که از قسمتی از جامعه ایران دارم خطر بزرگی را برای یکپارچگی ایران احساس میکنم.
برسی اندیشه ها و رویدادهایی که اقوام ایرانی را امروز به خود مشغول کرده کار دشواری است به این دلیل که در ایران همانند دیگر کشورهای چند فرهنگی دنیا سازمانهایی برای برسی وضعیت جامعه و یا حداقل تحقیقات گسترده دانشگاهی پیرامون جامعه چند فرهنگی ایران وجود ندارد،نمیتوان با صراحت صحبت کرد و تنها به گمانه زنی میتوان اکتفا کرد.
دوستان امروز خطر های بسیاری ایران را تهدید میکند مانند اصلاحات، انقلاب، جنگ و…
اما بزرگترین خطری که ایران را تهدید میکند البته به نظر من همین مماشات با ج.ا و امید به اصلاحات است، جنگ و یا حتی انقلاب در چند سال اینده افق روشن تری دارد تا نسبت به روند تدریجی اصلاحات که در خوشبینانه ترین حالت 100 سال اینده به نتیجه خواهد رسید.
اگر اقوام مختلف ایرانی را برسی کنید خواهید دید که در 33 سال گذشته روند قومیت گرایی بر ملیت گرایی آنها پیشی گرفته است تحولاتی هم در همسایگی ما به وجود آمده که این روند را تشدید میکند حاکمیت هم خواسته یا ناخواسته بر آسیاب انها آب میریزد،
نمونه هایی را اجتماعی که در آن برای مدتها زندگی کرده ام را بیان خواهم کرد، سالهای نه چندان دور در شهرهای آذری زبان والدین سعی میکردند تا ابتدا به کودکان خود فارسی بیاموزند تا بتواند فارسی را با لهجه کمتری صحبت کند اما امروزه مخصوصا بعد از ماجرای کاریکاتور روزنامه ایران این روند کاملا به شکل عکس در این جامعه صورت میگیرد و در بعضی موارد کودکان تا پیش از دبستان فارسی صحبت نمیکنند!(البته باید در اینجا به حق تحصیل به زبان ماری هم اشاره کنم که از تمام اقوام ایرانی سلب شده) روند نام گزاری بر روی فرزندان در تمام اقوام از علی و فاطمه و … به استوره های نژادی تغییر کرده( این مورد در اقوام فارس زبان هم حاکم است) بخصوص در شهر های آذری و کرد زبان، تغییر نام رسمی خیابانها از فارسی به زبان مادری، قطع ارتباط(البته نه به صورت کامل) با رسانه های فارس زبان، انتشار کتابها و وبلاگها با زبان مادری، تشدید تفکرات پان و…
مورد دیگری که چند ماه پیش اتفاق افتاد بعد از پیروزی تراکتور سازی بر استقلال که در تبریز همانند جشن ملی این پیروزی پاس داشته شد.به جرات میتوانم بگویم که این شادی تنها برای یک مسابقه فوتبال نبوده این تنها سر سوزنی از پتانسیل مردم در مقابل ظلم های فقر فرهنگی ما مردم نسبت به دیگر اقوام و حاکمیت دینی ایران بود.
در مثال دیگری میتوانم به این موضوع اشاره کنم که در همسایگی ما کشورهای آذربایجان و ترکیه پله های موفقیت و آزادی اجتماعی را یکی پس از دیگری به سرعت طی میکنند و هموطنان آذری زبان ما نیز روز به روز پیوند بیشتری میان خود و مردم این دو کشور احساس میکنند به طور مثال در فرم های ثبت نام در دانشگاه های کشورهای آذربایجان و ترکیه قسمتی وجود دارد که تنها مربوط به ترک زبانان است یعنی تفاوتی ندارد که شما ترک ایران، ترکیه و یا آذربایجان باشید همگی از مزایای یکسانی برخوردار هستید(ایرانی بودن یا نبودن در این مورد اصلا تفاوتی ندارد). سفرهای متعدد آذری های ایران به نخجوان، باکو و شهرهای ترکیه به سبب همزبانی و نزدیکی فرهنگی و همچنین تلاشهای رسانه ای این دوکشور برای اتحاد این سه جامعه ناخواگاه این تفکر را در میان آنها ایجاد میکند که همگی آنها از یک ریشه اند و در زمان پیش رو فرصتی خواهند داشت که این اتحاد را پایدار نمایند(به جرات میتوانم بگویم که این دیدگاه پان در 90 درصد از مردم وجود دارد با تحصیلات دانشگاهی و یا بدون آن تفاوتی ندارد، یا اصلا این گونه بگویم که همه اقوام حد اقل دوبار به این موضوع فکر کرده اند و عده ای هنوز به آن می اندیشند و عده آن را پذیرفته اند و اقلیتی هم این مسئله برایشان اهمیتی ندارد).
مردم کرد ما نیز مشکلات زیادی دارند، آنها که در همسایگی خود اقلیم مستقل کردستان عراق دارند و بدون هیچ زحمتی به این کشور سفر میکنند و در سالهای اخیر هم مهاجرت گسترده ای را به کردستان عراق انجام داده اند، از موارد بسیار مهم میان کردها اختلاف مذهبی است، برای مثال زمانی که تمام ایران منتظر تعطیلات عید فطر هستند کرد های سنی روز پیش این عید را جشن گرفته اند،در واقع در مسائل دینی دقیقا با تقویم کردستان عراق زنگی میکنند و هزاران مثال دیگری برای اقوام مختلف که خود را دور از حاکمیت و ملت ایران احساس میکنند و در اندیشه جدایی بیشتر فرو میروند.
متاسفانه نوع رفتار یا بهتر بگویم فرهنگ غالب بر جامعه ایرانی( چه ان تعدادی که پایتخت را مرکز تحولات و فرهنگ و… میدانند و چه انهایی که احساس میکنند پایتخت نشینها حقوق آنها را ضایع کرده و ساهاست که سوژه خنده های آنها هستند) سبب آن شده که اقوام مختلف هرچه بیشتر خود را جدا از دیگر اقوام بدانند برای مثال در حوادت کودتای خرداد 88 دیدیم که تنها شهر های تهران، اصفهان و شیراز و در مقاطعی استانهای شمالی کشور در این اعتراضات شرکت داشتند و در استانهای کلیدی مانند کردستان، آذربایجان و بلوچستان و خوزستان هیچ حمایت گسترده ای نشد اما آن دسته از اقوام ترک، کرد و… که در تهران ساکن بودند به این تضاهرات پیوستند و حتی شهید هم دانند (همه صانع ژاله را به یاد داریم)، فکر میکنم شرکت آنها به این دلیل بود که تحت تاثیر افکار جامعه خود(پروپاگاندای ناخاسته محلی) نبودند که فکر میکرد این مشکل فارسها است خودشان هم باید حل کنند!
این مطلب که ما باید هرچه سریع تر مشکلات فرهنگیمان را حل کنیم بر کسی پوشیده نیست که میتوانم باز به جرات بگویم در بسیاری موارد رو بهبودی است، اما مشکل و سد بزرگ ما حاکمیت است که بر تفکر پان دامن میزند اگر این حاکمیت در چند سال اینده سقوط نکند و همچنان اکثریت مردم برطبل اصلاحات بکوبند سرانجامی جز جدایی در پی نخواهد داشت، کافیست روند اندیشه پان را در این 33 سال برسی کنید خواهید دید که سرعت آن در چند سال اخیر بسیار شتاب گرفته

اما موردی که مملکت ما را امروزه تهدید میکند شکل حکومت فعلی و فشار بر تمام اقوام بجز اقوام فارس زبان است(برای مثال انتشار کتاب به زبان ترکی هزار پیچ و خم دارد که نویسنده ترجیه میدهد آن را به فارسی منتشر کند تا به زبان مادی خیش و یا یک روزنامه به زبان کردی یا ترکی وجود ندارد) و ادامه این روند بلاخره روزی پتانسیل ذخیره شده در این اقوام تحت ستم را آزاد خواهد کرد و با عنوان آزادی نژادی یا هر تیتر دیگری دست به اعتصابات و اغتشاشات گسترده ای خواهند زد و مطمعنا در صورت بروز این اتفاق این اقوام ستم دیده از حکومت اسلامی ایران برای آزادی ایران تلاش نخواهند کرد، درضمن پیشروی یکی از این اقوام در مقابل حاکمیت موجب خواهد شد تا دیگر اقوام هم برای رهایی خود از این مشکلات اقدام نمایند.
در این صورت ایرانی نخواهند ماند تا روند تدریجی و آهسته اصلاحات دوستان اصلاحطلب آن را مدینه فاظله کند.

دسته‌ها:دسته‌بندی نشده